دین و اندیشه

حدیث ثقلین چیست و چقدر اعتبار دارد؟

حدیث ثقلین

پرسش: حدیث ثَقَلَین چیست و چقدر اعتبار دارد؟

پاسخ: حدیث «ثقلین» یکی از احادیث معروف پیامبر صلی‌الله علیه و آله است که در آن قرآن و عترت (اهل‌بیت خودش) را به‌عنوان دو محور اصلی بعد از خودشان معرفی می‌کنند. متن این حدیث چنین است:
إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَینِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیتِی فَإِنَّهُمَا لَنْ یفْتَرِقَا حَتَّی یرِدَا عَلَی الْحَوْضَ.(۱) من در میان شما دو شی‌ء نفیس و گران‌بها را بجا می‌گذارم که آن دو کتاب خدا و عترتم (اهل‌بیتم) است؛ و آن دو از یکدیگر جدا نشوند تا آنکه در حوض کوثر نزد من آیند.

این حدیث در منابع بسیار زیادی از شیعه و سنی نقل‌شده است. به دلیل تعداد زیاد این احادیث، نقل همه آن‌ها در این نوشتار ممکن نیست. با توجه به نقل این روایت در منابع مختلف و با اسناد زیاد، این حدیث از جهت سندی متواتر بوده و کاملاً معتبر است.

در مورد زمان و مکان صدور این حدیث روایات بسیاری وجود دارد. به‌عنوان مثال برخی روایات صدور حدیث مذکور را در آخرین خطبه‌های پیامبر صلی‌الله علیه و آله می‌دانند(۲) و برخی آن را در عید غدیر حجة‌الوداع معرفی کرده‌اند.(۳) نقطه مشترک احادیث اشاره شده در این است که پیامبر صلی‌الله علیه و آله در واپسین روزهای زندگی خود حدیث ثقلین را بیان و ابلاغ فرموده‌اند. همچنین از این روایات می‌توان برداشت نمود که ایشان نه یک‌بار بلکه چندین بار به بیان حدیث ثقلین پرداخته‌اند. این کار می‌تواند اهمیت حدیث ثقلین را نیز نشان دهد.

منظور از عترت

در بیشتر روایاتی که در بیان حدیث ثقلین واردشده‌اند، کتاب الهی و عترت اهل‌بیت علیهم‌السلام به‌عنوان دو چیز گران‌بها به همگان معرفی‌شده‌اند. اهل‌بیت علیهم‌السلام توضیح داده‌اند که منظور از «عترت» در این حدیث، دوازده امام شیعه هستند.(۴) باید توجه داشت که در برخی منابع (به‌خصوص در برخی کتب اهل سنت) واژه سنتی به‌جای عترتی آمده است؛ اما چون در احادیث بسیار زیادی واژه «عترت» ذکر گردیده است، این روایات کم‌تعداد بوده و لذا نمی‌توان به آن‌ها اعتنا نمود.

برداشت‌هایی از حدیث ثقلین

به‌ظاهر، حدیث ثقلین در سفارش قرآن و عترت به مسلمانان از طرف پیامبر است و احترام به این دو گوهر می‌تواند برداشت اولیه‌ای باشد که افراد از این حدیث دارند. ولی این حدیث بیانگر چیزی فراتر از احترام به قرآن و عترت پیامبر صلی‌الله علیه و آله است. در ادامه برداشت‌هایی که می‌توان از حدیث ثقلین نمود بیان می‌شود:

۱-هدایت همیشگی با قرآن و عترت: مطابق این حدیث تا روز قیامت اهل‌بیت علیهم‌السلام و قرآن می‌توانند هدایتگر بشر باشند. چراکه به فرمودۀ پیامبر این دو تا روز قیامت وجود دارند.

۲-وجود امام علیه‌السلام تا قیامت: مطابق این حدیث تا روز قیامت همیشه امامی وجود دارد که مردم بتوانند از آن بهره ببرند. پس امامت از زمان پیامبر صلی‌الله علیه و آله تاکنون وجود دارد و به عقیده شیعه امام عصر کنونی، امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.

۳-جدا نشدن اهل‌بیت علیهم‌السلام از قرآن: مطابق این روایت اهل‌بیت علیهم‌السلام هیچ‌گاه از قرآن جدا نمی‌شوند و هر دو سخنی واحد را بیان می‌کنند. پس سایر افرادی که در طول تاریخ خود را امام و پیشرو معرفی کرده‌اند نمی‌توانند مصداق این حدیث باشند، بلکه فقط معصومان علیهم‌السلام هستند که چنین ویژگی را دارند.

۴-مرجعیت علمی اهل‌بیت علیهم‌السلام: همان‌گونه که قرآن کتابی هدایت‌گر است و منبعی برای اعتقادات و احکام به شمار می‌رود، اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز مطابق این حدیث مرجعیت علمی دارند که اشتباهی در کار آن‌ها وجود ندارد و می‌توانند مورد استفاده همگان قرار گیرند.

۵-عصمت اهل‌بیت علیهم‌السلام: در این حدیث تصریح شده که اگر افراد به قرآن و عترت چنگ زنند، گمراه نمی‌شود. پس قرآن و عترت منابعی بدون اشتباه هستند که تمسک به آن‌ها چنین ویژگی خواهد داشت. چراکه این دو از هم جدا نمی‌شوند و اگر یکی از آن‌ها دارای لغزشی باشد، نمی‌تواند هدایتگر باشد. پس این حدیث می‌تواند ثابت کند که اهل‌بیت علیهم‌السلام عصمت دارند.

۶- لزوم تبعیت از اهل معصومان علیهم‌السلام: مطابق حدیث ثقلین، عترت در کنار قرآن کریم قرارگرفته است؛ بنابراین همان‌گونه که تبعیت از قرآن بر هر مسلمانی واجب است، تبعیت از معصومان نیز واجب و لازم است.

پی‌نوشت‌ها:
۱. شیخ صدوق، کمال‌الدین و تمام النعمه، محقق / مصحح: غفاری، علی‌اکبر، تهران: اسلامیه‌، ۱۳۹۵ ق‌، ج‌۱،(ص) ۲۳۴، ح ۴۴.
۲. عیاشی، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشی، محقق / مصحح: رسولی محلاتی، سید هاشم‌، تهران: المطبعه العلمیه، ۱۳۸۰ ق‌، ج‌۱،(ص) ۵.
۳. شیخ صدوق، کمال‌الدین و تمام النعمه، همان، ج‌۱،(ص) ۲۳۴، ح ۴۵.
۴. خزاز رازی، علی بن محمد، کفایه الأثر فی النص علی الأئمه الإثنی عشر، محقق / مصحح: حسینی کوه کمری، عبداللطیف‌، قم: بیدار، ۱۴۰۱ ق‌، ص۹۱.

0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
دکمه بازگشت به بالا