Ultimate magazine theme for WordPress.

چرا در اسلام زن نمی تواند چند شوهر داشته باشد؟!

سوال: چرا در اسلام زن نمیتواند چند شوهری داشته باشد؟ فلسفه حرام بودن چند همسری برای زن چیست؟ در ادامه 5 پاسخ کامل به این سوال داده شده است که 10 دقیقه وقت بگذارید و همه پاسخ ها را بخوانید، شاید یک پاسخ شما را قانع نکند ولی پاسخ دیگر شما را قانع کند.

چند شوهری و چند همسری در اسلام

پاسخ 1: چرا زن نمی تواند چند همسر داشته باشد؟

مقوله ازدواج و تعدد همسر یکی از موضوعات مهم اجتماعی است که در همه ادیان به نوعی مطرح است. حتی در خرده فرهنگ های بشری هم نسبت به آن حساسیت نشان داده شده ، حتی در بدوی ترین قبایل بشری هم قوانینی در این خصوص وضع شده است ؛ این مسائل از ماهیتی عمیق و انسانی برخوردارند . نمی توان حقیقت درستی یا نادرستی و انطباق قوانین با فطرت و آمیزه های روحی انسان و ضرورت های عقلانی و اجتماعی او را با نگاهي سطحي و رسانه اي تبیین و تشریح نمود و بر درستی یا نادرستی آن اقامه دلیل نمود .
در نتیجه باید دید که فارغ از تلاش های گروه های ضد دینی و مبلغ مفاهیم انسان مدارانه در حوزه رسانه و … حقیقت این قانون اسلام چیست ؛ البته طبیعی است که فرایند تشکیل خانواده به معنی ارتباط عمیق بین یک زوج از دو جنس است و شاکله هر خانواده ای بر اساس یک مرد و یک زن شکل می گیرد ؛ اما تقریبا در همه ادیان و فرهنگ های گذشته تعدد همسر برای مردان مورد تایید بوده ، هر چند امروزه در برخی کشورها و ادیان نادرست تلقی می شود ، نمی توان سابقه رواج آن در مناطق گوناگون جهان را انکار نمود .
به عقیده ویل دورانت این رسم از اجتماعات اولیه بشری سرچشمه گرفته، بلكه «در اجتماعات اولیه، اصل چند همسری روشی متداول و رایج بوده است» (1) همچنین رسم چند زنی در میان اقوام چینی و هندی و بابلی و آشوری و مصری قدیم و در میان قبایل سرخپوست آمریكا رواج كامل داشته است.(2)
در كتاب مقدس (تورات) آن را به رسمیت شناخته و آورده است كه انبیاي بزرگ الهی همانند ابراهیم (كتاب مقدس، سفر پیدایش باب 25: 1-6) و یعقوب (سفر پیدایش، باب‌32 : 22) و موسی(سفر خروج، باب2 : 16 تا 21 و سفر اعداد، باب 12: 1) و داود زنان متعدد داشتند. در خصوص داود كتاب مقدس اسامی 9 نفر از زنان او را نام می‌برد. (3)
حتي در اناجیل اربعه هم نصّ خاصی در مورد ممنوعیت چند زنی وجود ندارد، بلكه در رساله پولس مطالبی است كه جواز تعدد زوجات را می‌رساند، آن جا كه پولس می‌گوید: لازم است اسقف تنها یك زن بگیرد (4) . این‌ كه اسقف را ملزم به یك زن نموده، دلیلی بر این‌ می‌باشد كه برای غیر اسقف، بیش از یك زن جایز بوده است.
در كنار همه اين شواهد باز نمي توان انكار كرد كه تعدد همسر در عين تاييد و رواج در اديان مختلف نوعی مساله خارج از اصل محسوب می شود .در واقع تک همسری امری طبیعی و اصل در تشکیل یک خانواده است ، بر اين اساس روشن است كه عدم جواز تعدد شوهر امری بر خلاف عرف و طبیعت و اصل نیست تا نيازمند دليل باشد، بلکه اين تعدد همسر برای مرد است كه نیازمند بررسی و دلایل قابل قبول است .
در هر حال جواز چند همسری در مرد و حرمت چند شوهری ،دو مقوله مرتبط و در عرض یکدیگرند که باید به هر دو و با توجه به هم نگریست و آن ها را مورد بررسی قرار داد . از آن جا که ما معتقدیم قوانین اسلام براساس نیازهای واقعی بشر تنظیم شده است، نه احساسات و عواطف ، ضرورت های اجتماعی در آن مهم ترین نقش را ایفا می کند ، در نتیجه ابتدا باید دید که چه ضرورتی اجازه تعدد زوجات را برای مردان حاصل کرده ، در مقابل چه موانعی جلوی امکان تعدد شوهر را از زنان گرفته است ؟
نمی‏توان انکار کرد که نیاز جنسی در مردان کاملا متفاوت از نیاز جنسی در زنان است ، به گونه ای که در اغلب مردان انگیزه اصلی در ازدواج و ارتباط با جنس مخالف خواسته یا نا خواسته، ارضای نیاز جنسی است ، در حالی که در اغلب زنان این انگیزه عاطفی و روحی است . حتی بخش نیاز جنسی در آن ها هم ماهیتی دوگانه یعنی عاطفی جنسی دارد ؛ یعنی در ماهیت و حقیقت این نیاز هم تفاوت آشکاری بین زنان و مردان وجود دارد . اکثر آنچه برخی از زنان در دوران تجرد به عنوان نیاز جنسی احساس می کنند، بیش تر ماهیت تجربه جنسی دارد که با ارتباط با همسر برآورده می شود . پس از ازدواج کم رنگ می شود، در حالی که در مردان این نیاز ، امری مداوم و کاملا مستقل و قدرتمند باقی می ماند .
در شدت و قدرت این نیاز بین زنان و مردان تفاوت آشکاری وجود دارد ، به گونه ای که حتی در جوامع غربی که بیش ترین تحریکات و بیداری های جنسی وجود دارد و عدم تمایلات جنسی عامل اجتماعی ندارد، تفاوت بین زنان و مردان در نیاز جنسی امری کاملا آشکار است تا حدی که در اکثر این کشورها میزان سرد مزاجی جنسی زنان 35 تا حدود 40 درصد جمعیت زنان را تشکیل می دهد ، در حالی که این امر در مردان شاید به 10 درصد هم نرسد ؛ البته در برخی جوامع میزان سردمزاجی زنان تا 80 درصد هم تخمین زده شده است .
همچنین نمی‏توان انکار کرد که بقای غریزه جنسی مردان از زنان طولانی‏تر است، زیرا غالب زنان در سن معینی، آمادگی جنسی خود را از دست می‏دهند، در حالی که در مردان چنین نیست ، هم چنین زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتی از دوران حاملگی، عملاً هم ممنوعیت آمیزش دارند و هم تمایل هورمونی به این امر ندارند ، در حالی که در مردان این ممنوعیت ها وجود ندارد.
همه این موارد نشان می دهد که نمی توان شرایط زن و مرد را در خصوص نیازهای جنسی یکسان دید و برای هر دو جنس به یک گونه قضاوت کرد ، از طرف دیگر مردان در حوادث گوناگون زندگی، بیش از زنان در خطر مرگ قرار دارند . در جنگ‏ها و حوادث دیگر، قربانیان اصلی را آن‏ها تشکیل می‏دهند . در نتیجه همواره میزان زنان در جامعه بیش از مردان خواهد بود و زنان بسیاری در جامعه بدون همسر و سر پرست باقی می مانند .
با در نظر گرفتن همه آنچه گفته شد ، به علاوه این واقعیت (که تعادل میان مرد و زن همواره به هم می‏خورد) ناچاریم یکی از سه راه ذیل را انتخاب کنیم :
أ) مردان تنها به یک همسر در همه موارد قناعت کنند . زنان بیوه تا پایان عمر بدون همسر باقی بمانند . تمام نیازهای فطری و خواسته‏های درونی و احساسی خود را سرکوب کنند.
ب) مردان فقط دارای یک همسر قانونی باشند، ولی روابط آزاد و نامشروع جنسی را با زنانی که بی شوهر مانده‏اند، به شکل های گوناگون برقرار سازند.
ج) کسانی که قدرت دارند بیش از یک همسر را اداره کنند و از نظر جسمی و مالی و اخلاقی مشکلی برای آن‏ها ایجاد نمی‏شود، نیز قدرت بر اجرای کامل عدالت میان همسران و فرزندان دارند، به آن‏ها اجازه داده شود که بیش از یک همسر انتخاب کنند.
حال اگر بخواهیم راه اول را انتخاب کنیم، باید گذشته از مشکلات اجتماعی که به وجود می‏آید، با فطرت و غرائز و نیازهای روحی و جسمی بشر به مبارزه برخیزیم. هم چنین عواطف و احساسات این گونه زنان را نادیده بگیریم. اما این مبارزه‏ای است که پیروزی در آن نیست. به فرض که این طرح عملی بشود، جنبه‏های غیر انسانی آن بر هیچ کس پوشیده نیست.
اگر راه دوم را انتخاب کنیم، باید فحشا را به رسمیت بشناسیم . انواع مشکلات روحی و فرهنگی و اجتماعی که دامنگیر این گونه روابط آزاد می شود ، بر جامعه بپذیریم؛ تازه زنانی که به عنوان معشوقه مورد بهره برداری جنسی قرار می‏گیرند، نه تأمین مالی و اجتماعی و… دارند و نه آینده‏ای در خور و سرنوشتی معین. چنان که شخصیت آن‏ها در این فرایند پایمال شده است . وجدانی سرخورده و احساسی سرشار از ملامت خود دارند . این‏ها اموری نیست که انسان آگاه آن را تجویز کند.
بنابراین تنها راه سوم می‏ماند که هم به خواسته‏های فطری و نیازهای غریزی زنان در موقعیت های خاص پاسخ مثبت داده شده ، هم از عواقب شوم فحشا و نابسامانی زندگی این دسته از زنان جلوگیری شود و جامعه نیز از گرداب گناه در امان بماند.
در این میان دو ضرورت مهم اجتماعی وجود دارد :
یکی آن که وجود زنان بی سرپرست و بیوه در جامعه به دلایل گوناگون اقتصادی و روحی و غریزی می تواند موجب مفاسد و مشکلات فردی و اجتماعی هم برای خودشان و هم برای مردان جامعه و هم فرزندان شان گردد ، در حالی که با یک ازدواج موقت یا دائم اما کمرنگ تر از ازدواج اول ، بخش عمده این نیازها برطرف شده و خطرات بسیاری در این زمینه برطرف می گردد .
دیگر آن که انگیزه های موجه جنسی در مردان آن هم در شرایط خاصی که معمولا از طریق همسر خود توان برآورده ساختن آن را ندارند ، در پاره ای موارد تعدد زوجات را کاملا منطقی می‏کند . با ازدواجی مشروع از فشارهای ویرانگر روحی که ممکن است همه توان مفید اجتماعی یک مرد را گرفته و او را وادار به رفتارهای بسیار پر خطر و پر آسیب نماید، جلوگیری می شود .
اگر واقع بینانه بنگریم می بینیم در وضعیت احساس نیاز ، با توجه به قدرت این نیرو در مردان و تاثیرگذاری آن در تصمیمات و رفتارهای فردی و اجتماعی شان و توانایی مردان در برآورده ساختن تمایلات خود از طریق ابزارهای مالی و اجتماعی که دارند، در بسیاری از موارد این نیاز اگر از طریق مشروع ارضا نشود، مردان را وادار به اقدام از طریق نامشروع می‏کند که تبعات منفی فردی و اجتماعی و خانوادگی آن بسیار بیش تر و خطرناک تر است .
اما پرسش اصلی شما و این که چرا اسلام این حق را نسبت به زنان قائل نشده و چند شوهری را مجاز ندانسته است؟
ما معتقدیم دلیل این امر ناشی از موانع و تبعات منفی بسیاری است که بر این امر مترتب است و به برخی از آن ها اشاره خواهیم نمود :
بنا بر تحقیقات گوناگون روان شناسان و فیزیولوژیست ها ماهیت نیاز زنان به همسر و ازدواج برای آن ها در نگاهی کلی، برطرف کردن خلأ روحی و عاطفی است . یعنی این امر در نگاه کلان ماهیتی احساسی دارد ؛ در واقع هدف اصلی زنان برای ازدواج رسیدن به موقعیت مشخص و محترم اجتماعی و جلب حمایت فردی است که بتواند از هویت و استقلال آن ها حمایت کند . همچنین تمایل به مشارکت در ایجاد یک مجموعه عاطفی و اجتماعی و البته در کنار همه این ها پاسخی مناسب به نیاز جنسی هم به طور جدی مطرح است .
با این وجود ماهیت اصلی نیاز زنان به همسر امری است که در تشکیل یک خانواده و ارتباط با یک همسر معنا پیدا می کند . چند همسری زن در تضاد آشکار با روح نیاز به جلب حمایت یک مرد و تشکیل یک مجموعه مستقل و دارای منزلت اجتماعی خواهد بود . به علاوه این مساله از زاویه مقابل یعنی از منظر نگاه مردان به هیچ وجه قابل قبول نخواهد بود . مانع ایجاد رابطه حمایتی و احساسی مورد نیاز زنان ، از طرف مردان خواهد شد . موجب تزلزل بیش تر مجموعه خانواده خواهد گردید .
حتی بخشی از نیاز جنسی مردان در گرو انحصاری دانستن شریک جنسی و عامل ارضای آن برای خودشان است . ارتباط زن با هر مرد دیگری حتی تصور و احتمال این امر عاملی در عدم تمایل مرد به همسرش یا عدم ارضای درست این نیاز در او و در نتیجه سست شدن بنیان خانواده خواهد بود؛ بماند که تحقیقات روانشناسی ثابت کرده است که زنان بیش از مردان خواهان تک همسری و توجه کامل به یک همسر هستند .(5)
هر چند نمی توان روحیه میل به تجربه های متفاوت در هر انسانی را نادیده گرفت . به خصوص در شرایط وسوسه انگیز تشویق انحرافات جنسی و تشویق زنان به تنوع طلبی های زشت جنسی که توسط رسانه های آلوده دامن زده می شود ، چه بسا این تمایلات به نوعی خود را به صورت یک امر طبیعی جلوه کند و زن احساس کند که از چند همسری بدش نمی آید ، اما حقیقت آن است که زن در چند شوهری هرگز نمی‌تواند حمایت و محبت و عواطف خالصانه و فداکاری یک مرد را نسبت به خود جلب کند، از این رو چند شوهری نظیر روسپی گری همواره مورد تنفر زن بوده است.
این امری است که از فشارهای روحی و افسردگی ها و زجر های روانی زنانی که متاسفانه چنین تجربه ای داشته اند، به خوبی مشهود و ملموس است و به هیچ وجه قابل انکار نیست ؛ پس چند شوهر داشتن نه با تمایلات و خواسته‌های مرد موافقت داشته است و نه با خواسته‌ها و گرایش‌های زنان. (6)
پس مشكل اصلي چند شوهري زن در ماهيت اصلي روحي و رواني دو جنس و تاثيرات عميق اين امر در كانون خانواده نمود پيدا مي كند هرچنددر اين ميان فرزندي هم مطرح نبوده و بارداري و توليد نسلي هم تحقق پيدا نكند كه اگر مساله همين گونه و منحصر در مشكل تشخيص هويت فرزندان بود بايد اين امر براي زنان بالاي سن حاملگي مجاز دانسته مي شد .
البته یکی دیگر از مشکلات مهمی که در صورت چند همسری برای زنان ایجاد می شود، مشخص نبودن پدر برای فرزندان و عدم تعلق عاطفی و گسست بین نسل ها می‌باشد. تعلق فرزند به یک پدر و معین شدن پدر فرزند، اگر چه با تحقیقات امروزی و آزمایش‌های DNA و مانند آن ، مشخص می‌شود، اما از نظر روانی این امر همچنان مسئله ای حل نشدنی است؛ زیرا همان گونه که دانشمندان می‌گویند: نتایج آزمایش های تجربی صد در صد نیست و احتمال خطای انسانی یا اغراض و اهداف شخصی و دستبرد در نتایج وجود دارد .
در واقع اقناع روحی و روانی پدر و مادر و فرزند چیزی نیست که با آزمایش قابل حل باشد. فرزند می‌خواهد اطمینان قلبی و درونی یابد که پدر و مادر او واقعی هستند . همین طور پدر و مادر . تا زمانی که اقناع و اطمینان قلبی و درونی از طریق باور به سلامت رفتار همسر صورت نگیرد ، چنین آرامشی به وجود نخواهد آمد . اگر این گونه نشد ، به همان نسبت رابطه و پیوند عاطفی بین پدر و مادر و فرزند متزلزل خواهد بود. مطمئناً در صورت تعدد شوهر برای زن، این اطمینان و رابطه عاطفی حاصل نمی‌شود.
اما همان گونه كه ذكر شد باید توجه داشت که این نکته ،فلسفه اصلی منع از تعدد شوهر نیست تا گمان شود که با حل این مساله اصل مشکل برطرف شده است ؛ چنانكه ماهیت عده نگه داشتن زن هم تنها مساله اطمینان از عدم وجود فرزند نیست چه این امر را بپذیریم یا نه، مشکل اصلی تعدد شوهری زنان آن است که بنیان خانواده را ( که بر پایه توجه و تعلق روحی کامل زن به همسر خود و دیگر افراد خانواده شکل می گیرد ) به شدت متزازل می نماید . موجب کمرنگ شدن رابطه عاطفی و تعلق روحی مردان نسبت به همسران و خانواده خود می گردد . در نتیجه امنیت خاطر را در سطح بدنه فعال جامعه یعنی مردان به شدت کاهش می دهد . ضرر این امر به طور غیر مستقیم خود زنان را تهدید می کند .
به علاوه موجب گسست عاطفی و قلبی بین نسل ها شده، ارتباط عمیق تربیتی بین والدین و فرزندان را مخدوش می نماید . احساس درونی مردان نسبت به فرزندان شان را که عامل اصلی تلاش و کوشش و حمایت های مالی و روحی و اجتماعی در مسیر رشد و تربیت و موفقیت آن هاست ، به شدت کاهش می دهد .
در نتیجه از آن جا که نیاز جنسی زنان ماهیتی فرعی و غیر اصلی در ارتباط با مردها دارد ، نیز به عنوان اصلی ترین نیاز در این زمینه مطرح نیست و با توجه به این تبعات منفی تعدد شوهر برای زنان ، اسلام اجازه این امر را به زنان نداده است .
البته ممکن است در برخی موارد و برای برخی از زنان به دلیل نیازهای جنسی و عدم ارضای آن توسط شوهران شان ارتباط با شوهر دیگری مفید به نظر برسد( صرفه نظر از عدم تناسب روحی) ، اما از آن جا که همواره قوانین اجتماعی و شرعی بر مبنای ضرورت های عمومی و نیازهای حداکثری شکل می گیرد، نمی توان به خاطر وضعیت بخش محدودی از افراد قوانین را دگرگون ساخت ، به شکلی کلی و مطلق اجازه این امر از زنان سلب شده است .
در عین حال نباید فراموش کرد که اسلام اجازه توجه به نیازهای جنسی را در هیچ فردی به طور مطلق و بی قید و شرط نپذیرفته ، مثلا هر نوع رابطه جنسی همجنس را کاملا مردود و غیر قابل قبول دانسته ،هرچند فردی ادعا کند که تنها تمایل به همجنس خود دارد و در غیر این صورت زندگی طبیعی خود را از دست رفته می بیند .
همچنین هر نوع رابطه با محارم یا زنان شوهر دار از نظر اسلام صد درصد و بدون هیچ ماده و تبصره ای مردود و غیر قابل قبول است ، در حالی که در مواردی دیده شده تمایل به این رفتارها در برخی افراد بسیار بسیار شدید و پرقدرت شکل می گیرد ؛ اما از آن جا که اسلام مصالح کلی و جمعی را بر منافع فردی مقدم می دارد ، این اجازه ها را به هیچ وجه نمی دهد و مورد ارتباطات جنسی زنان با مردان دیگر هم از همین قبیل است .
البته در صورتی که زن واقعا نیازهای جنسی اش به وسیله شوهرش برآورده نشود ، می تواند از طریق راهکارهای قانونی برای طلاق و ازدواج با مردی دیگر اقدام نماید . طلاق هایی مانند “طلاق خلع” در شرع برای همین امور تعبیه شده است . قانونگذار هم راهکارهای قانونی برای این امر را در نظر گرفته است تا فشاری فوق طاقت بر زنانی که دچار چنین وضعیتی هستند وارد نگردد . زنان می توانند با مراجعه به محاکم خانواده در جهت برطرف کردن این مشکل اقدام نمایند .
ممکن است گفته شود همه آن چه در خصوص حساسیت های مردان و نابسامانی خانوادگی و… رخ می دهد، ناشی از فرهنگ های رایج و حساسیت های محیطی و امور متعارف اجتماعی است . اگر این امر رواج یابد، حساسیت ها و ناراحتی ها هم منتفی می شود .
در پاسخ باید گفت : توجه به وضعیت برخی کشورهای غربی( که هیچ حساسیت و دغدغه دینی و عرفی خاصی در بسیاری از این امور نداشته و سال هاست که گروه هایی در این کشورها به طور رسمی و وسیع به روابط آزاد جنسی و سکس گروهی پرداخته ،آن را تبلیغ می نمایند ) نشان می دهد که این گرایش ها هنوز هم نتوانسته موقعیت قابل قبولی در نهاد انسانی پیدا کند حتی در این کشورها هنوز این امور در زمره امور غیر قانونی و نامتعارف شناخته می شود حتی در کشورهایی که ازدواج همجنس رسمی شده ،چند شوهری رسمیت نیافته است .

پی نوشت های پاسخ اول

1. ویل دورانت، تاريخ تمدن، ص50.
2. همان ،ص 61.
3. كتاب مقدس، كتاب اول تاریخ ایام، باب سوم.
4. رساله اول پولس رسول به تیموتاؤس، باب سوم: 2 و 12.
5. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج19، ص 302.
6. همان، ص 311.

پاسخ 2: فلسفه ممنوعیت چند شوهری برای زنان در اسلام

چرا زنان نمی توانند به طور هم زمان چند شوهر داشته باشند؟
پاسخ
بعضی ها اسلام را متهم می کنند که اصل مساوات بین زن و مرد را در موضوع تعدد همسران رعایت نکرده است زیرا بر اساس این حکم به مردان چنین حقی داده شده است اما زنان چنین حقی ندارند.
مسلماً وضع قوانین تابع سلائق و علاقه های افراد نیست بلکه تابع مصالح و مفاسدی است که در اثر آن خداوند جهت وصول بندگان به کمال این قوانین را وضع می نماید که بعضاً این مصالح و مفاسدی برای بشر قابل درک نبوده ولی در بعضی موارد هم بعضی از حکمتهای این قوانین را درک می نماید با توجه به این نکته به مسئله چند همسری که می رسیم و واقعیت را در نظرمی گیریم می بینیم :

  1. با مطالعه بعد جنسی که حیاتی ترین بعد اگرنگوئیم تنهاترین بعد، رابطه زناشویی است، درمی یابیم که مرد گاه با یک زن به بسندگی جنسی نمی رسد و این را تاریخ مردان ثابت می کند چه بسا مردانی که در عین داشتن یک رابطه زناشوئی روابط جنسی متعدد دیگر هم داشته اند، از این رو در طول تاریخ زنا همدوش روابط زناشویی وجود داشته است و حتی امروزه که جهان غرب که تک همسری را ترویج می کنند فی الواقع روابط غیر مجاز و خارج از حوزه روابط مشروع را به صورت قانونی و غیر قانونی ترویج می نمایند. حتی برخی از قوانین غربی، به روابط غیرقانونی (همجنس بازی) جنبه ای قانونی داده است به نظر شما معنای این کار چیست؟ چیزی غیر از تعدد و تنوع جنسی که تاریخ انسان شاهد آن بوده را می فهماند.
  2. انگیزش مرد سریع تر از زن است و در بیشتر موارد نیاز جنسی مرد شدید تر به گونه ای که یک زن نیازش را برآورده نمی کند و این خلأ به گونه ای بایستی پر شود هر چند اکثریت را شامل نمی شود که مسأله چند همسری راه حل خوبی برای این مسأله است.
  3. تاریخ انسان از بدو خلقت تاکنون شاهد جنگهای خانمانسوز و بسیار خونینی بوده است که در تمام آنها مردان هیزم آتش این جنگها بوده اند و زنان مشارکت بسیار کمی در جنگها داشته اند و کمتر مورد کشتار و نابودی قرار گرفته اند و این عملاً موجب عدم توازن جمعیت بین زنان و مردان می شود و به نظر می رسد محروم کردن آن عده زنان اضافی از رابطه جنسی و یا وادار کردن آنها به انحرافات جنسی نه تنها مشکل را حل نخواهد کرد که باعث پیچیدگی بیشتر آن خواهد شد. خوب طبیعتاً ازدواج دوم و… هر چند نکات منفی نیز دارد ولی از این جهت بسیار مثبت است و اگر پرسیده شود چند همسری چرا فقط برای مردان و نه برای زنان؟ گفته می شود بررسی و مطالعه تاریخ نشانگر عدم تعدد خواهی زن است مگر زنی که گناه پیشه است. درباره چنین زنی هم، بیش از نیاز جنسی، شرایط و نیاز اقتصادی است که او را وادار به این کار می کند تاریخ زن، یک تاریخ تک رابطه ای است، طبیعت زن خواهان رابطه منفرد است و نه رابطه متعدد. زن نمی تواند وجودش را بین دو مرد تقسیم کند. او می خواهد همه وجودش را به یک مرد بسپارد، وانگهی مشکلاتی که باعث می شود مرد چند همسری شود اصلاً در زن وجود ندارد، زن عموماً در انگیزش و هیجان جنسی کندتر است و غالباً یک مرد برای برآورده کردن نیاز جنسی یک زن کافی است مگر در شرایط خاص، غالب مشکلات خانوادگی هم به سبب ارضا نشدن مرد در نتیجه کندی و کم تحرکی زن است.
    نکته مهم دیگری که وجود دارد این است که اسلام مصلحت نظام خانواده را در پدر محوری می داند، با توجه به این که خانواده نیازمند سرپرست و مسؤول است و مرد قدرت بیشتری برای تحمل مسؤولیت دارد علاوه بر جنبه طبیعی از نظر اجتماعی نیز پذیرفته شده است و در این مسأله قدرت و توانائی جسمی فقط ملاک نیست بلکه محدودیت زن به لحاظ جنسی بارداری شیر دهی و… موجب عدم آزادی در انجام بعض امور و قبول چنین مسؤولیتی می شود.
    نظام خانوادگی پدر محور با چند همسری زنان سازگار نیست زیرا در این صورت نسب فرزندان تباه می شود و حتی در غرب هم این پذیرفته شده از این روست که زن بعد از ازدواج نام خانوادگی شوهر را می گیرد و فرزندان هم همین طور. پس نظام خانوادگی جهان، نظام پدر محوری است و اساساً مدیریت خانوادگی مرد با مدیریت خانوادگی زن متفاوت و این امر تأثیر خود در تربیت فرزندان بسیار متجلی خواهد کرد.
    تصور کنید که در خانه ای یک زن همسر چند مرد است! وضع به چه شکلی درخواهد آمد. آرامش و راحتی چگونه خواهد بود و بقیه مسائل را خود تصور کنید.
    به هرحال درست است که در خانواده چند زنی هم مشکلات متعددی وجود دارد ولی آن کجا و خانواده چند مردی.
    برای اطلاعات بیشتر می توانید به کتابهای نظام حقوق زن در اسلام نوشته شهید مطهری و فروغ ابدیت ج 1 و زندگانی حضرت محمد(ص) نوشتة رسول محلاتی در بحث تعدد زوجات در اسلام مراجعه نمائید.

پاسخ 3: چرا زن بايد فقط يك شوهر داشته باشد، ولي مرد مي تواند بيشتر از يك زن داشته باشد؟پاسخ

براي پاسخ به سؤال فوق لازم است نكات ذيل بيان گردد:
الف) چند همسري كه از دير باز تاكنون در جوامع مختلف هميشه وجود داشته كه بصورتهاي گوناگوني ظهور و بروز داشته است. اولين صورت چند همسري، نوعي كمونيسم جنسي است كه در آثار افلاطون و عمل ماركسيست هاي افراطي در آغاز جنبش ماركسيستي مشاهده شده است، ولي از آنجا كه اين نظريه موجب برانداختن نهاد خانواده مي شود، نزد همگان مردود و حتي از جانب طرفداران آن بزودي ممنوع اعلام گرديد. صورت دوم چند همسري، چند شوهري است. اين نظريه هم جز آنكه از باب جدل در برابر نظرية چند زني از آن سخن رود طرفدار جدي ندارد، چرا كه از يك سو با طبيعت و فطرت عفيفانة زن ناسازگار است و از سويي ديگر موجب گم شدن نسب فرزندان مي گردد و از سوي سوم چه بسا بيماريهايي را براي زن و از طريق او براي مردان پديد مي آورد. صورت عموم چند همسري، چند زني است كه رايج ترين صورت چند همسري در طول تاريخ بوده است. اسلام، اگر چه اين صورت را پذيرفته ولي آن را هم مشروط به رعايت عدالت در حقوق واجب همسران است و ثانياً تعداد همسران دائم همزمان محدود به چهار نفر است. برخي از نكته هايي كه براي چنين تشريعي مي توان ذكر كرد به قرار زير است:
1. چند همسري يك ضرورت اجتماعي است، مخالف با طبيعت مردان نيست (برخلاف چند شوهري كه مخالف طبيعت زنانه است) چه بسا حوادث طبيعي و اجتماعي آن را بصورت يك امر اضطراري درآورد.
2. چند همسري راهي براي استيفاي حق ازدواج توسط زنان. چند همسري ظاهراً امتيازي براي مردان به نظر مي آيد، ولي واقعيت اين است كه اين اصل گاهي در جهت تحقق حق ازدواج زنان است، زيرا در صورت نفي چند همسري جمعيت بسياري از زنان، از دختران ازدواج ناكرده تا بيوگان شوهر از دست داده بدون همسر باقي مي مانند و عملاً از استيفاي حق ازدواج خويش بي بهره مي گردند. تنها در صورت جواز اصل چند همسري است كه اين جمعيت فراوان مي توانند از اين حق طبيعي و خدادادي خود استفاده نمايند. به علاوه بر اينكه اگر چند شوهري تجويز گردد، نه تنها از تعداد دختران ازدواج ناكرده و بيوگان شوهر از دست داده كاسته نمي گردد بلكه بر عكس بر تعداد آنها افزوده مي شود. بنابراين بهترين راه حل همان راه سوم است، البته با قيود و شرايطي كه اسلام بيان كرده است.
در قرون پيشين، مستشرقين و اسلام شناسان غربي، مسألة چند زني را بر اسلام خرده مي گرفتند.[1] اما تحقيقات، واقعيات و رخدادهاي قرن حاضر، اهميت اين حكم را بر همگان ثابت كرده است، بطوري كه انديشمنداني مانند گوستاولوبون در اين رابطه از در تحسين آمدند و به حكمت آن گواهي دادند. گوستاولوبون مي گويد: «در اروپا هيچيك از رسوم مشرق به قدر تعدد زوجات بد معرفي نشده و دربارة هيچ رسمي هم اين قدر نظر اروپا به خطا نرفته است. نويسندگان اروپا، تعدد زوجات را شالودة مذهب اسلام دانسته و در انتشار ديانت اسلام و تنزل و انحطاط ملل شرقي، آن را علة العلل قرار داده اند… رسم تعدد زوجات ابداً مربوط به اسلام نيست، چه قبل از اسلام هم رسم مذكور در ميان تمام اقوام شرقي از يهود، ايراني، عرب و غيره شايع بوده است … راستي من متحيرم و نمي دانم كه تعدد زوجات مشروع مشرق از تعدد زوجات سالوسانة اهل مغرب چه كمي دارد و چرا كمتر است؟ بلكه من مي گويم كه اولي از هر حيث بهتر و شايسته تر از دومي است[2]…»، وي مي گويد: «مذهبي كه توانست زن را از درجة پست و ذلت نجات بخشيده به اوج عزت و رفعت نائل سازد، مذهب اسلام بوده است، نه مذهب مسيح چنانكه عامه خيال مي كنند. زيرا مي بينيم كه در قرون وسطي رؤسا و سردارهاي ما با آنكه مسيحي بودند معهذا پاس احترام زن را نگه نمي داشتند و از بررسي تواريخ قديمه در اين مطلب شبهه باقي نمي ماند كه قبل از اينكه مسلمين رعايت و احترام زن را به اسلاف ما بياموزند، امرا و سرداران ما نسبت به كمال وحشيگري سلوك مي نمودند …».[3]ب) حكمت اينكه تعدد زوجات براي مردان جايز است را مي توان در برخي امور زير دانست:
1. آمارهاي موجود در سطح جهان نشان مي دهد ميزان تولد دختر غالباً بيش از پسر مي باشد. بنابراين تكيه بر «تك زني» (Monogamy) باعث مي شود همواره تعدادي از زنان تا آخر عمر از نعمت ازدواج محروم بمانند و در تجرد و عزوبت به سر برند كه و اين ظلمي فاحش در حق آنان است.[4]2. در طول تاريخ همواره بر اثر حوادث اجتماعي، مانند جنگ ها تعداد بيشماري از مردان تلف مي شوند و همسران آنان بي سرپرست مي مانند و غالباً مردان جوان هم حاضر به ازدواج با آنان براي اولين بار نيستند. بنابراين اگر از نظر قانون و نظام اجتماعي، اينان نتوانند به عنوان همسر دوم گزينش شوند، همواره بدون شوهر خواهند ماند و اين نيز ظلم بر آنان است.[5]3. از نظر روان شناسي تفاوتي اساسي بين ساختار رواني، گرايش ها و عواطف زن و مرد وجود دارد. روان شناسان معتقدند كه زنان بطور طبيعي «تك شوهر گرا» مي باشند و فطرتاً از تنوع همسر گريزانند، و خواستار پناه بردن زير چتر حمايت عاطفي و عملي يك مرد مي باشند و تنوع گرايي در زنان نوعي بيماري است، ولي مردان تنوع گرا و چند زن گرا هستند.[6]4. زنان در ايام خاصي از هر ماه بخاطر عادت ماهانه (حيض) قابليت تأمين نيازهاي جنسي مردان را ندارند. افزون بر اينكه بعد از يائسگي نيز قابليت باروري خويش را از دست مي دهند و اين در حالي است كه در مردان چنين نيست.
بنابراين بخاطر دلايلي كه ذكر شده و نيز دلايل متعدد ديگري كه بخاطر اختصار از نقل آنها صرف نظر مي كنيم در مي يابيم كه حكم اسلام مبني بر تعدد همسر اولاً امضاي چيزي بوده كه قبل از اسلام در تمام فرهنگها موجود بوده است و مقتضاي طبيعت مردان و زنان مي باشد و ثانياً اسلام در حكم به تعدد زوجات، حدود معيني براي آن قائل شده است و آن را از بي حد و حصر بودن خارج ساخته و بدينوسيله حقوق زن را تأمين نموده است.[7]اما در مورد زنان اينگونه نيست. يعني زنان به دلايل مختلفي نمي توانند بطور همزمان چند شوهر داشته باشند. ما در اينجا به چند دليل اشاره مي كنيم:
1. چنانكه قبلاً هم گفته شد، اين خلاف طبيعت و روحيات زن مي باشد.
2. بدينوسيله بهداشت نسل به خطر مي افتد
3. شناخت انساب و تميز آنها از بين خواهد رفت.
4. چند شوهري نه تنها با طبيعت انحصار طلبي و فرزند دوستي مرد ناموافق است، با طبيعت زن نيز مخالفت دارد. تحقيقات روان شناسي ثابت كرده است كه زن بيش از مرد خواهان تك همسري است.[8]ممكن است گفته شود كه امروز پيشرفت علم، مشكل تشخيص فرزند را حل كرده است. بنابراين زنان مي توانند به صورت همزمان چند شوهر داشته باشند. در پاسخ بايد گفت: اولاً يكي از حكمتهاي تحريم چند شوهري، مشكل شدن شناخت انساب است، ثانياً هنوز پيشرفت هاي علم پزشكي در تشخيص نسب فرزند به حد كمال نرسيده و اگر هم برسد راه يافتن احتمال خطا در آن امكان خواهد داشت، ثالثاً غيرت امري ذاتي و طبيعي است و پيشرفتهاي علم نمي تواند با آن مبارزه كند. رابعاً چند شوهري بطور طبيعي و فطري مردود است، لذا نه تنها اسلام و ديگر اديان توحيدي، بلكه بطور گسترده اي در طول تاريخ و در ميان جوامع بشري گريز جدي از آن وجود داشته است. خامساً بر اساس روايات زنان حتي در بهشت هم تك شوهرگرا هستند. كه اين بيانگر همان طبيعت و فطرت زنان است براي نمونه ام سلمه از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ سؤال كرد: «پدر و مادرم فداي تو باد! زني دو شوهر داشته و هر دو مرده و وارد بهشت شده اند؛ اين زن به كداميك از اين دو تعلق دارد؟ پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: اي ام سلمه! هر كدام كه بهتر است و حسن خلقش بيشتر است او را انتخاب مي كند …».[9]از اين حديث هم فهميده مي شود كه زنان در بهشت نيز بيش از يك شوهر ندارند. بنابراين در اسلام «تك همسري» طبيعي ترين شكل زناشويي است و در موارد خاص مرد مي تواند با رعايت شرايطي ويژه تعدد همسر اتخاذ كند، اما زن به دلايلي كه گفته شد نمي تواند تعدد شوهر اتخاذ نمايد.

منابع بیشتر + پی نوشت پاسخ 3

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. تفسير الميزان، ج 4، ذيل آية سوم سورة‌ نساء.
2. جوادي آملي، زن در آينة جمال و جلال.

پي نوشت ها:
[1] . مانند منتسكيو كه تعدد زوجات را ضد اخلاق و بهم زنندة آرامش روحي و مخالف پاكي نفوس مي پنداشت، مطهري، مرتضي، نظام حقوق زن در اسلام، انتشارات صدرا، چاپ پانزدهم، 1370، ص440.
[2] . مطهري، مرتضي، همان، ص372-371.
[3] . همان، ص378.
[4] . گروه مؤلفان، پرسشها و پاسخها، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاهها، پارسيان، چاپ اول، 1382، ج7، ص252-251.
[5] . همان.
[6] . همان.
[7] . «فانكحوا ما طاب لكم من النساء مثني و ثلاث و رباع فان خفتم ان لا تعدلوا فواحدة، نساء/3. پس به نكاح درآوريد از زنان آنچه را كه شما را خوش آيد (پاك باشد براي شما) دو تا و سه تا و چهار تا پس اگر ترسيديد كه به عدالت رفتار نكنيد پس با يكي از آنها ازدواج كنيد.
[8] . مطهري، مرتضي، همان، ص368.
[9] . مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، ج8، ص119، حديث 7.

پاسخ 4: چرا تعدد زوجات (چند همسری) برای مرد جایز، ولی برای زن جایز نیست؟

با بررسی وضع محیط های مختلف قبل از اسلام به این نتیجه می‏رسیم که تعدد زوجات، بدون این که ضابطه و محدوده ای داشته باشد امر عادی بوده و از ابتکارات اسلام نیست، بلکه اسلام آن را در چارچوب ضرورت‏های زندگی انسان محدود ساخته و برای آن قیود و شرایط سنگینی قرار داده است.
قوانین اسلام براساس نیازهای واقعی بشر است، وقتی مصلحت تمام جامعه درنظر گرفته شود و احساسات را به کنار بگذاریم، فلسفه تعدد زوجات روشن می‏شود. هیچ کس نمی‏تواند انکار کند که مردان در حوادث گوناگون زندگی، بیش از زنان در خطر مرگ قرار دارند و در جنگ‏ها و حوادث دیگر، قربانیان اصلی را آنها تشکیل می‏دهند.
نیز نمی‏توان انکار کرد که بقای غریزه جنسی مردان از زنان طولانی‏تر است؛ زیرا اکثر زنان در سن معینی، آمادگی جنسی خود را از دست می‏دهند، در حالی که در مردان چنین نیست.
همچنین زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتی از دوران حاملگی، عملاً ممنوعیت آمیزش دارند، در حالی که در مردان این ممنوعیت وجود ندارد.
از همه گذشته زنانی هستند که به علل گوناگونی همسران خود را از دست می‏دهند و اگر تعدد زوجات نباشد، آنها باید برای همیشه بدون همسر باقی بمانند.
با درنظر گرفتن این واقعیت‏ها در این گونه موارد (که تعادل میان مرد و زن به هم می‏خورد) ناچاریم یکی از راه های زیر را انتخاب کنیم:
أ. مردان تنها به یک همسر در همه موارد قناعت کنند و زنان بیوه تا پایان عمر بدون همسر باقی بمانند و تمام نیازهای فطری و خواسته‏های درونی و احساسی خود را سرکوب کنند.
ب. مردان فقط دارای یک همسر قانونی باشند، ولی روابط آزاد و نامشروع جنسی را با زنانی که بی شوهر مانده‏اند، به شکل معشوقه برقرار سازند.
ج. کسانی که قدرت دارند بیش از یک همسر را اداره کنند و از نظر جسمی و مالی و اخلاقی مشکلی برای آنها ایجاد نمی‏شود، نیز قدرت بر اجرای کامل عدالت میان همسران و فرزندان دارند، به آنها اجازه داده شود که بیش از یک همسر انتخاب کنند.
حال اگر بخواهیم راه اوّل را انتخاب کنیم، باید گذشته از مشکلات اجتماعی که به وجود می‏آید، با فطرت و غرایز و نیازهای روحی و جسمی بشر به مبارزه برخیزیم. همچنین عواطف و احساسات این گونه زنان را نادیده بگیریم، اما این مبارزه‏ای است که پیروزی در آن نیست. به فرض که این طرح عملی شود، جنبه‏های غیر انسانی آن بر هیچ کس پوشیده نیست.
تعدد همسر را در موارد ضرورت نباید تنها از نگاه همسر اوّل مورد بررسی قرار داد، بلکه از دریچه چشم همسر دوم و مصالح و مقتضیات اجتماعی نیز باید مورد مطالعه قرار گیرد. آنها که مشکلات همسر اوّل را در صورت تعدد زوجات عنوان می‏کنند، کسانی هستند که یک مسئله سه زاویه‏ای را تنها از یک زاویه نگاه می‏کنند؛ زیرا تعدد همسر هم از زاویه دید مرد و هم از زاویه دید همسر اوّل، نیز از زاویه دید همسر دوم باید مطالعه شود، آن گاه با توجه به مصلحت مجموع در این باره قضاوت کنیم.
اگر راه دوم را انتخاب کنیم، باید فحشا را به رسمیت بشناسیم. تازه زنانی که به عنوان معشوقه مورد بهره برداری جنسی قرار می‏گیرند، نه تأمین دارند و نه آینده‏ای؛ چنان که شخصیت آنها پایمال شده است. اینها اموری نیست که انسان آگاه آن را تجویز کند.
بنابراین، تنها راه سوم می‏ماند که هم به خواسته‏های فطری و نیازهای غریزی زنان پاسخ مثبت داده شود و هم از عواقب شوم فحشا و نابسامانی زندگی این دسته از زنان جلوگیری شود و جامعه از گرداب گناه بیرون آید.[1] راز کاستی عاطفه و احساسات در جوامع غربی و پناه بردن آنان به حیوانات با ابراز محبت به آنان همین است، نه حس قوی عاطفه بشری آنها. آنان که بشریت را چنان از دم تیغ گذرانده و با وحشیانه ترین راه‏ها انسان های مظلوم را می‏کشند تا ثروت و سرمایه‏های آنان را به یغما ببرند، چه بویی از عاطفه برده‏اند!
اما این که چرا چند شوهری برای زنان مجاز نیست؟ در پاسخ می گوییم:

  1. این خلاف طبیعت و روحیات زن است؛ زیرا از نظر روان شناسی تفاوتی اساسی بین ساختار روانی و گرایش‏ها و عواطف زن و مرد وجود دارد. روان‏شناسان معتقداند که زنان به طور طبیعی “تک شوهرگرا” هستند و فطرتا از تنوع همسر گریزانند و خواستار پناه یافتن زیر چتر حمایت عاطفی و عملی یک مرداند و تنوع گرایی در زنان نوعی بیماری است. ولی مردان ذاتا تنوع گرا و “چند زن‏گرا” هستند و چنان که می‏دانید احکام اسلام همه متناسب با نیازهای واقعی و ویژگی‏ها و خصلت‏های ذاتی انسان‏ها وضع گردیده است.[2]
  2. بدین وسیله بهداشت و سلامت نسل به خطر می‏افتد.
  3. شناخت انساب و تمیز آنها از بین خواهد رفت و یکی از پیامدهای آن ازبین رفتن عواطف خانوادگی و عدم تمایل به تکثیر نسل و زاد و ولد، خواهد بود؛ چون به حسب طبع هر کس فرزند خودش را دوست داشته و برای او سرمایه گذاری می‏کند، اما در قبال کسی که انتسابش به وی مشکوک است، بلکه اصلا معلوم نیست از کیست؟ بی گانه بوده و تعهدی نسبت به او ندارد و از درون نیز چنین انگیزش و تمایلی وجود ندارد. [3] اینها برخی از مصالح وحکمت هایی است که اسلام بر اساس آن تعدد زوجات (چند همسری) رابرای مردان مجاز شمرده، ولی چند شوهری زنان را جایز ندانسته است.
    [1] ر.ک: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏3، ص 256 – 260؛ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ‏19، ص 357 – 361؛ تفسیر المیزان، ج‏4، ص 319.
    [2] مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ‏19، ص 302.
    [3] برای مطالعه بیشتر، ر.ک: مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام؛ جوادی آملی، عبدالله، زن در آیینه جلال و جمال؛ طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ج 4.

پاسخ 5: دلیل حرام بودن چند شوهری برای زن

دلیل منع تعدد شوهر برای زنان می تواند امور زیر باشد:
۱. تعدد شوهر خلاف طبیعت و فطرت زن است زیرا در طول تاریخ ملل دنیا به موارد بسیار کمی می رسیم که رسم چند شوهری در میان برخی از قبایل دنیا وجود داشته است. اما اکثر قریب به اتفاق مردم گذشته و امروز دنیا رسم چند شوهری را به رسمیت نشناخته اند. دلیل این توافق جز این نیست که طبیعت و خاصیت زن توان تحمل چند شوهری را ندارد.
۲. چند شوهری عامل اشتباه انساب است: اشکال عمده و اساسی چند شوهری اشتباه انساب است در این نوع زناشویی رابطه فرزند یا پدر شخص نیست. ارتباط قطعی میان نسل گذشته و آینده خواسته و غریزه طبیعت بشر است. کمونیسم جنسی و نیز رسم چند شوهری هم انحراف از غریزه و طبیعت عموم بشر است و هم انحراف از طبیعت و فطرت زن است. تحقیقات روان شناسی ثابت کرده است که زن بیش از مرد خواهان تک همسری است.(مرتضی مطهری، صص ۳۰۲-۳۰۳، ۱۳۸۱)
۳. رسم چند شوهری پاسخگوی نیاز جنسی مردان نیست؛ نیاز جنسی قوی ترین نیاز بشری است. اگر این نیاز به صورت درست و منطقی تأمین نشود باعث ایجاد اختلال در فکر و ذهن و رفتار انسان می شود و نظام زندگی را مختل می کند. بر این اساس یک زن قادر نیست پاسخگوی نیاز جنسی چند مرد باشد این رسم باعث می شود ه مردان دچار بیماری های شدید روانی گردد.
۴. رسم چند شوهری محبت برانداز و کینه زا است زیرا این رسم باعث می شود که زن بر اساس عشق و محبت با شوهران خود در نیامیزد زیرا آمیزش متعدد با چند مرد از روی نیاز طبیعی و جنسی زن نخواهد بود. مرد در وقت آمیزش و زندگی زناشویی نیازمند عاطفه و محبت زن است. این معنا وقتی به دست می آید که زن از روی تمایل طبیعی و واقعی خود با مرد بیامیزد در چند شوهری امکان طبیعی این تمایل وجود ندارد. مردان بر اثر بهره برداری جنسی از زن نسبت به هم کینه توزی خواهند کرد چون در زمان تحریک شهوت عقل و تدبیر بسیار کم می شود و هیجانات شدیدی برای مرد پیدا می شود باعث می شود که در برابر هم قرار بگیرند و نتیجه آن قساوت و کشتار هم دیگر است.
۵. نسل چند شوهری فاقد عواطف انسانی و عقده ای است. زیرا فرزند ناشی از چند شوهر، باعث می شود که عملا پدر نامعین باشد اصل غریزه انسانی در فرزند این است که فرزند اختصاص به یک انسان داشته باشد تا او را بر اسا محبت و عواطف پدری تربیت و پرورش نماید. نسل متولد از چند شوهر این ویژگی را ندارد عملا همه مردان علاقه لازم را به او نشان نخواهند داد بلکه او را مزاحم جدید در برابر خود می بیند نتیجه این کار این است که فرزند رسم چند شوهری محبت پدری را نچشد و به دلیل این که مادر هم او را از پدر خاص نمی داند حس عاطفی مادر هم نسبت به او کمتر خواهد بود پس او در واقع از محبت والدین محروم است. نسل محروم از محبت، عقده ایی، انتقام جو، کم ظرفیت، خشن و خطرناک خواهد بود.
۶. چند شوهری به خلاف ناموس طبیعت است: اصل نکاح و ازدواج و آمیزش جنسی در میان همه انواع حیوانات برای بقای نوع است. در میان حیوانات به صورت طبیعی جنس نر بر اثر قدرت و توان طبیعی خود جنس ماده را در اختیار می گیرد و با او در دوران وضع حمل و پرورش نسل همراهی می کند در همه این موارد جنس نر واحد در برابر چند با یک جنس ماده است. ناموس طبیعت اقتضا دارد که بقای نسل از طریق تک بودن نر در آمیز با ماده باشد و این روند برای نسل انسانی هم ساری و جاری است.
۷. تفاوت روحیه زن و مرد: روحیه مرد در مسائل جنسی تهاجمی است و زن روحیه تدافعی دارد. اگر زن بخواهد از حق طبیعی خود بهره مند شود باید در برابر خواهش و اصرار مرد باشد. در اسم چند شوهری، ظرافت طبع زنانه و حالت امتناع و ناز او به صورت قعطی سرکوب خواهد شد، زیرا مردان متعدد برای رساندن خود به کامجویی جنسی آن قدر حوصله به خرج نخواهد داد تا آرام آرام زن آمادگی جنسی پیدا کند در این صورت خشونت جنسی رخ خواهد داد و خشونت جنسی نه تنها زن را از لذت جنسی محروم می کند بلکه عمل جنسی را به شدت در نزد او منفور خواهد کرد.
نفرت زن از عمل جنسی باعث خواهد شد که چند مرد، یا محرومیت مطلق جنسی را تحمل کند یا به عنف با زن واحد در بیامیزد که منجر به افسردگی شدید وی می گردد که در حد خودکشی خواهد انجامید.
مشکلات خاص زنانه امکان چند شوهری را مطلقا و عقلا و علما نفی می کند:
زنان در هر ماه حدود یک هفته ایمام عادت ماهیانه دارد که در این فرصت زن از مقاربت امتناع می کند. و مقاربت در این ایام باعث بروز امراض مراقبتی می گردد ایام حمل و ولادت همگی محرومیت شدید برای شوهران او ایجاد می کند. به طور حتم به دلیل نبود علاقه لازم و کافی میان چند مرد و یک زن آنان هرگز دل به حال زن نخواهد سوزاند تهاجم جنسی آنان در این دوره زن را بیمار بلکه به کشتن خوماهد رساند.
در میان عقلای بشر اسم چند شوهری هرگز معقول و مقبول واقع نشده است این رسم جدا از این که مخالف اسلام و منافی با عفت و طهارت معنوی زن است منافی طبع ظریف و روحیه لطیف زنانه است.
۸. مخالفت قاطبه بشر با رسم چند شوهری: به رغم انحرافات زیادی که در زمینه جنسی برای بشر رخ داده است ولی تاکنون قاطبه بشر با اسم چند شوهری مخالفت کرده است در قرن اخیر که انحرافات و بی بند و باری های جنسی فزونی گرفته است. و حتی هم جنس بازی و فحشا عمل قانونی شناخته شده است ولی به چند شوهری روی خوش نشان نداده اند و این نشان آن است که قبح چند شوهری در ذهن منحرف ترین عصرها و نسل ها باقی است اسلام هرگز اجازه نخواهد داد که این رسم پلید روا گردد زیرا قباحت آن به قدری قوی است که منحرف ترین انسان ها آن را زشت و زننده می دانند.برهمین اساس است که تمام فرق اسلامی بر این نظر متفق اند که زن از نظر اسلام حق ندارد در یک زمان بیش از یک شوهر داشته باشدو مسلما یکی از مبانی فقهی اسلام اجماع نظر فرقه ها و مذاهب اسلامی در یک مسأله فقهی است. اخبار و روایات متواتره در این زمینه( بر حرمت تعدد شوهر برای زن در زمان واحد) فراوان است. اخبار و روایات نبوی(ص) و نیز احادیث ائمه معصومین(علیهم السلام) حجت شرعی است.
اما در مسأله جوازتعدد زوجات برای مردان فلسفه هاى متعددى وجود دارد که در ذیل به برخى از آنها اشاره مى شود و تحقیق بیشتر را با معرفى منابعى به خودتان مى گذاریم: فلسفه تعدد زوجات: مسأله تعدد زوجات یکى از احکام بسیار بااهمیت و ارزشمند از نظر اجتماعى و نظام خانوادگى دراسلام است. درقرون پیشین مستشرقین و اسلام شناسان غربى این مسأله را براسلام خرده مى گرفتند. اما تحقیقات اخیر و واقعیات و رخدادهاى اجتماعى قرن ما اهمیت این حکم را به آنان ثابت کرد به طورى که اندیشمندانى چون برناردشاو جان دیون پورت گوستاو لوبون و … در این رابطه از در تحسین آمدند و به حکمت آن گواهى دادند؛ زیرا:
۱. آمارهاى موجود درسطح جهان نشان مى دهد میزان تولد دختر غالباً بیش از پسر مى باشد. بنابراین تکیه بر «تک زنى» باعث مى شود همواره تعدادى از زنان تا آخر عمر از نعمت ازدواج محروم بمانند و درتجرد و عزوبت به سربرند و این ظلمى فاحش درحق آنان است.
۲. در طول تاریخ همواره براثر حوادث و کوارث اجتماعى – مانند جنگ ها – تعداد بیشمارى از مردان تلف مى شوند و همسران آنان بى سرپرست مى گردند. طبیعى است که غالب مردان جوان حاضر به ازدواج با چنین کسانى براى اولین بار نیستند. بنابراین اگر از نظر قانون و نظام اجتماعى اینان نتوانند به عنوان همسر دوم گزینش شوند همواره بدون شوهر خواهند ماند و این نیز ظلم برآنان است و تنها راه حل آن جواز چندزنى باقیود و شرایط خاص است. جالب است بدانید که پس از جنگ جهانى دوم در آلمان چند هزار بیوه زن که سرپرستان خود را در جنگ از دست داده بودند به تظاهرات پرداخته و از کلیسا درخواست کردند که چند همسرى را مجاز گرداند. ولى کلیسا در برابر این خواست سرسختى نشان داد و همین باعث شد که پس از آن فساد و بزهکارى در آلمان به شدت رواج یابد.
۳. بلوغ جسمى و جنسى دختران معمولاً چندین سال پیش از پسران است و درطول زمان همراه با رشد جمعیت بشرى باعث مى شود که در جامعه تک همسرگرا همواره انبوه کثیرى از زنان که آمادگى و علایق جنسى دارند در برابر مردانى فاقد شعور و درک جنسى قرارداشته و تمایلات جنسى آنان به نحو مشروع ارضا نگردد. ۴. از نظر روان شناسى تفاوتى اساسى بین ساختار روانى و گرایش ها و عواطف زن و مرد وجود دارد. روان شناسان معتقدند که زنان به طور طبیعى «تک شوهرگرا» مى باشند وفطرتا از تنوع همسر گریزانند و خواستار پناه یافتن زیر چتر حمایت عاطفى و عملى یک مرد مى باشند و تنوع گرایى در زنان نوعى بیمارى است. ولى مردان ذاتا تنوع گرا و «چند زن گرا» مى باشند و چنان که مى دانید احکام اسلام همه متناسب با نیازهاى واقعى و ویژگى ها و خصلت هاى ذاتى انسان ها وضع گردیده است.افزون برآن زنان در ایام معینى قابلیت تأمین جنسى مردان را ندارند. اکنون باید پرسید در برابر این حقایق چه باید کرد؟ در اینجا سه راه وجود دارد:
الف. همیشه تعدادى از زنان درمحرومیت کامل جنسى به سربرند.
ب. راه و روابط نامشروع و کمونیسم جنسى گشوده شود.
ج. به طور مشروع و قانونمند باقیود و شرایطى عادلانه راه چند همسرى گشوده شود. کدام یک؟ دین مبین اسلام راه سوم که حکیمانه ترین و بهترین راه است را گشوده و اجازه چندزنى را تنها به مردانى مى دهد که توانایى کشیدن بارسنگین آن را به نحو عادلانه داشته باشند و دستورات اکیدى در این زمینه براى آنان وضع نموده است و این نه تنها به ضرر زنان نیست؛ بلکه درواقع بیشتر براى تأمین مصالح و منافع آنان است.
و اینکه چرا چند شوهرى مجازنیست؟ جواب آن است که: ۱. چنان که گفتیم این خلاف طبیعت و روحیات زن مى باشد. ۲. بدین وسیله بهداشت و سلامت نسل به خطر مى افتد. ۳. شناخت انساب و تمیز آنها از بین خواهد رفت. در غیر این صورت عواطف خانوادگى از بین خواهد رفت و در نتیجه تمایل به تکثیر نسل و زاد و ولد وجود نخواهد داشت، چون به حسب طبع هر کس فرزند خودش را دوست داشته و براى او سرمایه گذارى مى کند، اما در قبال کسى که انتسابش به وى مشکوک است؛ بلکه اصلا معلوم نیست از کیست؟ بیگانه بوده و تعهدى نسبت به او ندارد و از درون نیز چنین انگیزش و تمایلى وجود ندارد. راز کاستى عاطفه و احساسات در جوامع غربى و پناه بردن آنان به حیوانات به ابراز محبت به آنان همین است و نه حس قوى عاطفه بشرى آنها. آنان که بشریت را چنان از دم تیغ گذرانده و با وحشیانه ترین راه ها انسان هاى مظلوم را مى کشتند تا ثروت و سرمایه هاى آنان را به یغما ببرند، چه بویى از عاطفه برده اند!
براى آگاهى بیشتر در این زمینه ر.ک: الف. مطهرى، مرتضى، نظام حقوق زن در اسلام؛ ب. جوادى آملى، عبدالله، زن در آیینه جلال و جمال؛ پ. طباطبایى، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج ۴.{

کلمات کلیدی

چرا در اسلام زن نميتواند چند شوهر داشته باشد
چرا زن نمیتواند چند شوهر داشته باشد امام علی
چرا یک زن نمیتونه چند شوهر داشته باشد
اشکال چند شوهری
چرا مرد میتواند چند زن داشته باشد ولی زن نمی تواند
داشتن دو شوهر همزمان
چند شوهری در اسلام
چرا تعدد زوجات برای زن جایز نیست