آثار تقوا و نشاط در جوامع دیندار
-اگر ایمان و تقوا موجب برکات است چرا جوامعی که غرق در گناه و فساد هستند مردمی شاد و بدون دغدغه دارند؟
پاسخ کوتاه:
آنچه از گزارشهای معتبر از جوامع ملحد غربی و شرقی به گوش می رسد درست عکس این ادعا است. در کنار اندک شادی آنان زنجهای بسیار نهفته است که در رسانه های خود منعکس نمی کنند.بر خلاف جوامع دینی که در کنار شادیهای دنیایی، بهجت و نشاط و سرور و فرح معنوی نیز حضور دارد. آن مقدار از درد و رنجه هم که به این متدینین وارد میشود، یا در اثر ظلم متجاوزان غربی است و مقداری نیز بخاطر تساهل و گناه خود امتهاست. بنابراین تقوا مایه برکت و نشاط و سلامتی جسم و جان است
با تشکر. شما باید طبق اسناد و مصداقی پرسش را بیان کنید. آنچه از گزارشهای معتبر از جوامع ملحد غربی و شرقی به گوش می رسد درست عکس این ادعا است. در کنار اندک شادی آنان زنجهای بسیار نهفته است که در رسانه های خود منعکس نمی کنند.بر خلاف جوامع دینی که در کنار شادیهای دنیایی، بهجت و نشاط و سرور و فرح معنوی نیز حضور دارد. آن مقدار از درد و رنجه هم که به این متدینین وارد میشود، یا در اثر ظلم متجاوزان غربی است و مقداری نیز بخاطر تساهل و گناه خود امتهاست. بنابراین تقوا مایه برکت و نشاط و سلامتی جسم و جان است که در ادامه مطالبی در این خصوص تقدیم می گردد. « تقوا» در اصل از ماده «وقایه» به معنی نگهداری یا خویشتن داری است. به تعبیر دیگر یک نیروی کنترل درونی است که انسان را در برابر طغیان شهوات حفظ می کند، و در واقع نقش ترمز نیرومندی را دارد که ماشین وجود انسان را در پرتگاه ها حفظ و از تندرویهای خطرناک ، باز می دارد. امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، تقوا را به عنوان یک دژ نیرومند در برابر خطرات گناه شمرده است و می فرماید: «اعلموا عبادالله ان التقوی دار حصن عزیز . نهج البلاغه، خطبه 157.«ای بندگان خدا، بدانید که تقوی دژی است مستحکم و غیر قابل نفوذ.»
همین طور آن حضرت می فرمایند:
«الا و ان التقوی مطایا ذلل ، حمل علیها اهلها و اعطوا ازمتها فأوردتهم الجنة. نهج البلاغه، خطبه 16. ؛ تقوی همچون مرکبی است راهوار، که صاحبش بر آن سوار است و زمامش در دست اوست، تا دل بهشت او را پیش می برند.»
بعضی تقوا را به حالت کسی تشبیه کرده اند که از یک سرزمین پر از خار عبور می کند، سعی دارد دامن خود را کاملاً برچیند و با احتیاط گام برمی دارد، مبادا نوک خاری در پایش بنشیند و یا دامنش را بگیرد.
امام علی (علیه السلام) می فرماید:
«ان تقوی الله مفتاح سداد و ذخیره معاد و عتق من کل ملکه و نجاة من کل هلکه نهج البلاغه، خطبه 230. ؛ تقوا و ترس از خدا کلید گشودن هر در بسته ای است. ذخیره رستاخیز و سبب آزادی از بردگی شیطان و نجات از هر هلاک است .
حقیقت تقوی همان احساس مسئولیت درونی است و تا این احساس مسئولیت نباشد انسان به دنبال هیچ برنامه سازنده ای حرکت نمی کند. تقوی انگیزه بهره گیری از آیات الهی است.
اصولاً خمیرمایه تقوی دو چیز است: یاد خدا، یعنی توجه به مراقبت دائمی الله و حضور او در همه جا همه حال و توجه به دادگاه عدل خداوند، و نامه اعمالی که هیچ کار صغیر و کبیری وجود ندارد، مگر آن که در آن ثبت شود، به همین دلیل است که توجه به این دو اصل مهم در سرلوحه برنامه های تربیتی انبیاء و اولیاء قرار داشته و تأثیر آن در پاکسازی فرد و اجتماع کاملاً چشمگیر است.
خداوند در ایات متعددی از قران کریم بندگانش را به تقوی دعوت کرده است مانند : یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته» سوره آل عمران، آیه 102. علاوه بر این آیه، در آیات دیگر هم خداوند از انسانها می خواهد که به سوی خدا رفته و تقوی پیشه کنند. تقوی، نخستین برنامه بندگان مؤمن خداست، تقوی، سپری است در مقابل آتش و عاملی است بازدارنده در برابر انحرافات. تقوی سرمایه بزرگ بازار قیامت و معیار شخصیت و کرامت انسان در پیشگاه پروردگار است.
آغاز دعوت همه انبیاء تقوی و دعوت به پرهیزگاری بوده است. هرچند در داستان بسیاری از انبیاء معمولاً دعوت به توحید و یگانگی است، ولی تا حداقل تقوی یعنی حق طلبی و حق جویی در انسان نباشد، نه دعوت به توحید در او مؤثر است و نه چیز دیگر.
حضرت نوح در آغاز دعوت خود مردم را به سوی تقوی می خواند: «اذ قال لهم اخوهم نوح الا تتقون انی لکم رسول امین فاتقوا الله و اطیعون» سوره شعراء، آیه 124 تا 126.
«هنگامی که برادرشان نوح به آنها گفت: آیا تقوی پیشه نمی کند من برای شما رسول امینی هستم تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید.» مقدم دانستن تقوی بر اطاعت نمایید. مقدم دانستن تقوی بر اطاعت، به خاطر این است که تا ایمان و اعتقادی نسبت به الله و ترس از او در میان نباشد، اطاعت از فرمان پروردگارش صورت نخواهد گرفت.
دقیقاً عین همین آیات در مورد هود هم در قرآن آمده سوره شعراء، آیات 124 تا 126. که هود هم در آغاز دعوت به خداوند امر به تقوا و پرهیزگاری دارد و می فرماید: «فاتقوا الله و اطیعون».
همین طور در مورد بقیه انبیا، مثل شعیب، لوط، صالح، الیاس، عیسی، لقمان و پیامبر گرامی اسلام هم این دعوت به تقوی در آغاز دعوت وجود داشته است.
خداوند در آیه «وَاعْلَموُا اَنَّ الله مَعَ المَتَّقین» بقره/194 ؛ بدانید که خداوند مصاحب با متقین است ؛ تقوی را زمینه مصاحبت با خودش معرفی مینماید، به طوری که دیگر بهشت با تمام جلوه هایش در نظر متقین هیچ جلوهای ندارد، زیرا بهشت هم با جلوههای ملکوتی خداوند، بهشت شده است.
تقوی موجب ازدیاد برکات ارضی و سماوی و عامل مؤثر در بهبود اقتصاد است، ا آیه «وَلَو اَنّ اَهْلَ القُری آمَنوُا وَاتّقُوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکاتٍ مِنَ السّماء وَالْاَرضِ» اعراف/96 [اگر اهل قریه ها ایمان آورده و تقوا پیشه میکردند برکات زمین و آسمان را بر آنها میگشودیم ؛ اشاره دارد، به اینکه تقوی علاوه بر منافع معنوی و اُخروی، منافع مادی و دنیوی هم دارد، و موجب رونق کسب وکار است.
تقوی درآیه «یا ایُّها النّاسُ اِنّا خَلَقْناکُم مِنْ ذَکَر واُنْثی وَجَعَلْناکُمْ شُعُوباً وقَبائِلَ لِتَعارِفوُا اِنّ اکرَمَکُم عِنْدَ الله اَتْقیکم انَّ الله علیمٌ خبیرْ» حجرات/13 ؛ مایه کرامت و ارزشمندی انسان ها معرفی شده، خداوند می فرماید ای مردم (ای جهانیان) ما شما را از یک مرد و یک زن خلق کردیم، و شما را شعبه شعبه و قبیله قبیله قرار دادیم، تا قرب و بعد نژادی و سببی یکدیگر را بشناسید، و در واقع با این کار شناسنامه شما را که وجه تمیز شماست، صادر کردیم اما بدانید که قبیله و دسته و فرقه و گروه مایة کرامت نیست بلکه کرامت در محور تقوا دور میزند و خداوند عالم و آگاه بر نیک و بد مردم است.
خداوند در آیه «تَزَوَّدوُا فَاِنِّ خَیْرَ الزّادِ التّقوی» بقره/197 ؛ زاد و توشه برگیرید، زیرا این سفر الی الله هم مثل بقیه سفرها، توشه میخواهد، بهترین زاد و آذوقه در این سیر، تقوی است؛ تقوی را به عنوان بهترین زاد و توشه برای عبور از گذرگاه زندگی و رسیدن به قرارگاه آخرت معرفی میکند.
پرسشگر گرامی ، ترک گناه یکی از لوازم تقوا است ، چنانکه امیرالمومنین علی علیه السلام می فرماید : «اِنَّ تَقْوَی اللهِ حَمَتْ اَوْلِیائَ اللهِ مَحارِمَهُ وَالْزَمَتْ قُلوبَهُمْ مَخافَتَهُ حَتّی اَسْهَرَتْ لَیالِیَهُمْ وَاَظْمَأَتْ هَواجِرَهُمْ» (نهج البلاغه، خطبه 113)
تقوی الهی، اولیای خدا را در حمایت خود قرار داده، آنان را از تجاوز به حریم منهیات الهی بازداشته است و ترس از خدا را ملازم دلهای آنان قرار داده است، تا آنجا که شبهایشان را بی خواب (به سبب عبادت) و روزهایشان را بی آب (به سبب روزه) گردانیده است».
در اینجاحضرت علی علیه السلام تصریح می کند که تقوا چیزی است که پرهیز از محرمات الهی و همچنین ترس از خدا، از لوازم و آثار آن است.
پس تقوی مهارت و ملکه درونی ای است که به انسان کمک می کند تا همواره در جاده مستقیم اطاعت و قرب الهی ثابت قدم بماند, به وظایف دینی خود عمل کند و خویش را از خطر انحراف و ترس از گمراهی برهاند.
با توجه به مطالب بالا آثار تقوا ، آثار ترک گناه نیز می باشد ، در اینجا بعضی از آثار تقوا را خدمتتان ارائه می کنیم :
بخشی از آثار و برکات تقوا در دنیا و بخشی از آن در آخرت به انسان متقی عطا می گردد که در حد وسع این مساله به آن می پردازیم:
1. برخورداری از برکات دنیوی
یکی از سنت های خداوند در زمین رابطه مستقیم بین گناه و تنگی معیشت از یک سو و استغفار و معنویت با وسعت روزی از سوی دیگر است. برخلاف حساب های دنیوی که آدمی به دنبال آن است تا با ترک صدقات واجب و مستحب و دغل بازی و حیله گری و هزار ترفند دیگر، به جلب منفعت و دفع مضرت بپردازد آیات قرآن و احادیث معصومین به روشنی به نقش تقوا در افزایش برکات الهی و تاثیر گناه در کم شدن نعمات دنیوی اشاره می کند: «آگر اهل سرزمین ها ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند بر آنها برکات را از آسمان و زمین می گشودیم ولی چون تکذیب کردند، آنها را به آنچه انجام دادند گرفتیم.» (اعراف /96)
در احادیث معصومین نیز این ارتباط تنگاتنگ به چشم می خورد و استغفار را مایه جلب رزق و روزی و بهره مند شدن از نعمات الهی معرفی می کند.
خداوند سبحان استغفار را مایه فراوان رسیدن روزی و رحمت بندگان قرار داده و فرموده است: «از پروردگار خویش طلب آمرزش کنید که او بسیار آمرزنده است تا باران های پربرکت آسمان را پی درپی بر شما فرستد.(نوح/ و 11)
در حدیثی دیگر از حضرت علی(ع) بطور کوتاه به این مهم اشاره شده و آمده است: «اکثرالاستغفار تجلب الرزق» جدای از وعده الهی بر پاداش دنیوی متقین، کشف رابطه تقوا با عمران و آبادی و رشد و ترقی در حوزه مسایل اجتماعی و فرهنگی و سیاسی کار دشواری نیست، با اندکی تامل در زندگی فردی و اجتماعی روشن می شود که کفر و بی ایمانی سرچشمه عدم احساس مسئولیت، قانون شکنی، سستی خانواده ها و جوامع، تفرقه، از بین رفتن پایه های اطمینان به یکدیگر، هدر رفتن نیروی انسانی و بر هم خوردن تعادل اجتماعی است. به یقین در جامعه ای که مولفه های فوق وجود دارد رشد و ترقی با شکست و بن بست رو به روست. با دقت در چالش ها و مشکلات فرا روی فرد، خانواده و اجتماعی که به تصمیم سازی های غلط و انحرافات متعدد می انجامد روشن می گردد که ریشه آن در عدم تقوای فردی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و… بوده است و به یقین هر یک از آثار عمیق بیان شده مضرات مادی فراوانی را بر دوش فرد و خانواده و اجتماع خواهد گذاشت. بسیاری از کارهای نادرست ما در زندگی زیان های مادی به ما می رسانند که ما از آن بی اطلاعیم و بالعکس اعمال معنوی ما منافعی را به همراه دارد که رسیدن به ریشه آن از حدس و گمان ما خارج است یا نیاز به تامل بیشتری دارد از این روست که در آیات قرآن به این بعد از ثمرات تقوا اشاره داشته است و می فرماید هر کس تقوا پیشه کند خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند و از جایی که گمان ندارد به او روزی می دهد.» (طلاق 2 و 3) در حدیثی از پیامبر (ص) آن حضرت با استناد به این آیه تقوا را تجارتی معرفی می کند که روزی فراوانی را بدون سرمایه کار به انسان نایل می کند.(1)
2. روشن بینی
یکی دیگر از آثار شگرفت تقوا رسیدن به روشن بینی در امور زندگی است. با نظر به مردم دنیا گروهی را می بینیم که از مسایل فقط چهره آنی و موقتی آن را می بینند و گروهی دیگر از دوراندیشی، تیزبینی، آینده نگری و توجه به عمق و کنه قضایا برخوردارند. براساس معارف دینی بین گروه اول و گروه دوم تفاوت بسیاری در میزان بهره مندی از «خویشتنداری» وجود دارد چراکه تقوا و ایمان مایه روشن بینی می گردد و گناه و عصیان موجب لغزش عقل، غفلت و خطا می شود.
پیامبر اکرم(ص) در حدیثی به نقش ایمان در روشن بینی اشاره کرده اند: «از زیرکی مومن بترسید چرا که او با نور الهی می نگرد.» (2)
از سوی دیگر امام علی (ع) گناه را که مخالف تقوا است مایه لغزش عقل می دانند. ایشان می فرمایند: «بیشترین لغزشگاه های عقل ها زیر درخشش طمع هاست.»(3)
یکی از مفسران نقش نور الهی را در شناخت حقیقت به نحو لطیفی بیان می کند و می فرماید:
«قلب آدمی همچون آینه است و وجود و هستی پروردگار همچون آفتاب عالمتاب، اگر این آینه را زنگار هوی و هوس تیره و تار کند نوری در آن منعکس نخواهد شد اما هنگامی که در پرتو تقوا و پرهیزکاری صیقل داده شود و زنگارها از میان برود نور خیره کننده آن آفتاب پروفروغ، در آن منعکس می شود و همه جا را روشن می کند.»(4)
این نور روشنگر زندگی در آیات قرآن مورد اشاره قرار گرفته است در آیه 82 سوره حدید می خوانیم: «ای کسانی که ایمان آورده اید تقوای الهی پیشه کنید و به رسولش ایمان بیاورید تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشاید و برای شما نوری قرار دهد که با آن (در میان مردم و در مسیر زندگی خود) راه بروید و گناهان شما را ببخشد و خداوند آمرزنده مهربان است.»
در روایات منظور از نور را «نور ایمان»، «نور قرآن» و «امام معصومی که از او تبعیت کنند» دانسته اند که در هرحال وجه مشترک آن رسیدن به حقیقت و تشخیص راه صحیح به وسیله هرکدام از این نورهاست. تعبیر دیگری که قرآن برای این بعد از آثار تقوا مطرح کرده است، اصطلاح «فرقان» است.
اگر تقوای الهی پیشه کنید خداوند برای شما وسیله ای جهت جداساختن حق از باطل قرار می دهد. (انفال/29)
در آیه 282 بقره نیز تعلیم الهی از برکات تقوا معرفی شده و آمده است: «از خدا بترسید و خدا به شما تعلیم می دهد.»
3. مصونیت
کارکرد دیگر تقوا که به دنبال روشن بینی حاصل می شود، مصونیت است. علاوه بر آن که خداوند، انسان متقی را تحت حمایت خود قرار می دهد و بارها در قرآن به نقش ولایت خداوند و سرپرستی او از مومنان اشاره کرده «والله ولی المتقین» (جاثیه/19)
انسان پرهیزگار در پرتو نور تقوا بسیاری از خطراتی که ناشی از غفلت و عدم آینده نگری ممکن است به او برسد را دفع می کند و تکلیف خویش را در فتنه ها، ناهنجاری ها و التهابات خانوادگی و اجتماعی می داند و مجهز به سپری محکم و لباسی محفوظ به نام «تقواست» از این روست که در تشبیه جالبی در قرآن از تقوا به لباس تعبیر شده است «ولباس التقوی ذلک خیر؛ لباس تقوا بهتر است»(اعراف/26)
امام باقر(ع) در تفسیر این فراز از آیه می فرمایند: «لباس» همان جامه هایی است که می پوشند و «لباس تقوا» عفاف و پاکدامنی است زیرا شخص پاکدامن اگرچه برهنه از لباس باشد، عیبی از او آشکار نمی شود و آلوده دامن هرچند پوشیده از لباس باشد، عیب هایش آشکار است. خداوند می فرماید: «و لباس التقوی ذلک خیر» یعنی «العفاف خیر»(5)
می توان گفت همانگونه که «لباس مادی» آدمی را در برابر سرما و گرما و خطرات حفظ می کند، عیوب جسمانی را می پوشاند و مایه زینت آدمی است، تقوا نیز چنین تاثیراتی را بر جسم و روح آدمی به همراه دارد.
4.نجات از مشکلات و آسان شدن کارها
در حدیثی از ابوذر غفاری نقل شده که پیامبر فرمود: «من آیه ای را می دانم که اگر مردم به آن چنگ زنند، آنها را کفایت می کند و آن این آیه است: کسی که تقوا پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می کند و…» (6)
در حدیث دیگری از پیامبر(ص) مفهوم نجات در حدیث فوق را نجات از شبهه های دنیوی، سختی های مرگ و روز قیامت معرفی کرده اند.(7)
جمعی از مفسران گفته اند که این آیه درباره عوف بن مالک نازل شده که از یاران پیامبر(ص) بود. دشمنان اسلام فرزندش را اسیر کردند. او به محضر پیامبر(ص) آمد و از این ماجرا و نیز فقر و تنگدستی شکایت کرد. پیامبر(ص) فرمود: تقوا پیشه کن و شکیبا باش و بسیار ذکر «لاحول ولا قوه الا بالله» بگو. او این کار را انجام داد. ناگهان درحالی که نشسته بود، فرزندش از در وارد شد و معلوم شد که از یک لحظه غفلت دشمن، استفاده کرده و فرار نموده و حتی شتری از دشمن را نیز با خود آورده است.(8)
اما نکته قابل توجه این که ذکر این بیانات به معنی گوشه نشینی و سستی به امید فضل الهی نیست بلکه انسان باید نهایت تلاش خود را در زندگی انجام دهد و در عین حال در مشکلات از خدا یاری بخواهد.
در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است: «وقتی آیه «و من یتق الله یجعل…» نازل شد، جمعی از یاران رسول خدا(ص) درها را بر روی خود بستند و به عبادت رو آوردند و گفتند خداوند روزی ما را عهده دار شده است، این جریان به گوش پیامبر رسید. کسی را نزد آنها فرستاد که چرا چنین کرده اید؟ گفتند: ای رسول خدا! چون خداوند روزی ما را تکفل کرده ما به عبادت مشغول شدیم. پیامبر(ص) فرمود: کسی که چنین کند، دعایش مستجاب نمی شود و طلبش برآورده نمی گردد.(9)
آری «آسانی کار» که خداوند وعده داده است و فرموده است: هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند کارها را برای او آسان می سازد. (طلاق/4) و نیز فرموده است: «اما آن کس که در (راه خدا) انفاق کند و پرهیزگاری پیش گیرد و جزای نیک (الهی) را تصدیق کند ما او را در مسیر آسانی قرار می دهیم» (لیل 5 تا 7) این ها همه به دست نمی آید مگر در گرو گذشتن از کوره های سخت آزمایش الهی و تحمل رنج و مشقت و کار و تلاش و اساسا سنت الهی در دنیا بر این امور است نه تن پروری و انزوا و رخوت و سستی که «نابرده رنج گنج میسر نمی شود…»
5. تعظیم شعایر الهی
یکی از آثار بی ایمانی که خود منجر به گناهان فراوان دیگری می شود، بی توجهی به ارزش های دینی و شعایر الهی است. یکی از آثار پرمنفعت تقوا در قرآن آن است که فضیلت بزرگ شمردن شعایر دینی تنها از آن کسانی است که تقوای الهی پیشه کنند و پرهیزکار باشند: کسی که شعائر الهی را بزرگ شمارد این کار نشانه تقوای دلهاست.(حج/32)
6. پذیرش عمل
هریک از اعمال نیکی که در دنیا انجام می دهیم، جدای از پاداش و بهره اخروی منافع دنیوی فراوانی را به انسان می رساند. بهره مندی از این منافع و نیز پاداش اخروی در گرو قبولی عمل است. در آیات قرآن ملاک قبولی عمل تقوا ذکر شده است. عملی که در سرزمین تقوا کاشته شود، ثمر می دهد و به بار می نشیند و تخم عملی که در شوره زار ریا و غفلت و طمع ریخته شود، بی حاصل است. آیه شریفه: «انما یتقبل الله من المتقین» خطابی عام و حکمی عمومی برای همه اعمال آدمی و ملاکی قطعی برای پذیرش عمل است. این آیه به دنبال حکایت هابیل و قابیل آمده است که هرکدام از آن ها برای تقرب به پروردگار کاری را انجام دادند که از یکی قبول شد و از دیگری مقبول نیفتاد که این فراز پایانی آیه، دلیل قبولی عمل هابیل را تقواپیشگی او می داند: «واتل علیهم نبا ابنی ءادم بالحق اذقربا قربانا فتقبل من احدهما ولم یتقبل من الاخر قال لاقتلنک قال انما یتقبل الله من المتقین» «داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنها بخوان هنگامی که هرکدام عملی را برای تقرب (به پروردگار) انجام دادند اما از یکی پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد (قابیل) گفت: به خدا سوگند تو را هم خواهم کشت (هابیل) گفت: خدا تنها از پرهیزکاران می پذیرد.» (مائده/ 27)
در حدیثی از پیامبر اکرم(ص) ارزش عملی که از روی تقوا انجام شده و مورد پذیرش خداوند واقع گشته، روشن شده است ایشان می فرمایند: «کوشش تو در عمل همراه با تقوا بسیار بیشتر از عمل بدون تقوا باشد زیرا عمل همراه با تقوا قلیل شمرده نمی شود و چگونه عملی که مورد قبول خداوند قرار گرفته اندک شمرده شود. به خاطر سخن خداوند بلندمرتبه که فرمود: خداوند تنها از تقواپیشگان قبول می کند.»(10)
7. رهایی از ترس و اندوه
مشکلات و گرفتاری های زندگی، آرزوها و تمایلات بشری گاه موجبات ترس و اضطراب و یأس و اندوه را برای آدمی به همراه دارد. در این میان مردم در شیوه مواجهه با آن دو گروهند؛ عده ای در مقابل آن منفعل و عده ای فعالند. گروه اول قدرت برخورد با این مشکلات را در خود نمی بینند و چون پشتوانه محکمی ندارند همواره یأس و اضطراب، پوچی و بی هویتی سیمای زندگیشان را تیره و تار می نمایند و گروه دوم با اتکا به نیروی الهی و صبر و تحمل در برابر سختی و خویشتن داری و پرهیزکاری به مقابله با مشکلات می پردازند پاداش و ثمره این مجاهدت آن ها را خداوند این چنین بیان می کند: «هان، همانا اولیای الهی را نه ترسی است و نه اندوهی، همان کسانی که ایمان آوردند و تقوا پیشه می کردند، بشارت در دنیا و آخرت برای آن هاست. وعده های خدا را تبدیلی نیست، این همان رستگاری بزرگ است.» (یونس 62-64)
ایمنی از ترس و اندوه برای اولیای الهی از آن روست که در همراهی خدایند و خدا نیز امر آن ها را کفایت می کند:«خداوند با کسانی است که تقوا دارند و نیکوکارند.» (نحل/128)
8. محبوبیت نزد خداوند
دوست داشتن و محبوب واقع شدن غریزه ای است که از ذات آدمی سرچشمه می گیرد و از نشانه های ارزش و فضیلت آدمی و نشان از نوع شخصیت او دارد. اما این که چه کسی را دوست بداریم و محبوب چه کسی واقع شویم از اهمیت به سزایی برخوردار است هرچه محبوب افراد مهمتر باشیم و بزرگان را بیشتر دوست بداریم ارزش وجودی ما بیشتر است. در این میان تقواپیشگان محبوب ارزشمندترین وجود هستی اند و چه سعادتی از این بالاتر که آدمی محبوب خالق خویش باشد.»
(آل عمران/76)
چنین مهر و محبتی که دو سویه و متقابل است همواره ادامه دارد و هیچگاه به دشمنی بدل نمی شود برعکس دوستی هایی که منشأ آن علایق دنیوی است. چنانکه در روز قیامت بعضی از دوستان دنیوی به شدت از یکدیگر نفرت دارند و باهم دشمنند اما دوستی متقین چون همراه با حب الهی است جاودان و ماندگار است.» «دوستان در آن روز بعضی دشمن یکدیگرند، جز متقین.» (زخرف/67)
9. بخشیده شدن گناهان و رهایی از آتش
از دیگر ثمرات مهم تقوا آن است که گناهانی که پرهیزکار از روی غفلت در گذشته انجام داده بخشیده می شود و این چنین مایه رهایی او از آتش جهنم می گردد. «هرکس از خدا پروا کند خداوند بدیهایش را از او بزداید و پاداشش را بزرگ گرداند.» (طلاق/5) و در آیه 17 سوره «لیل» وعده رهایی از آتش به متقین داده می شود و می فرماید: «از آتش جهنم» با تقواترین مردم دور داشته می شوند»
10. حسن عاقبت و پاداش بهشتی
کلید سعادت، فرجام نیک است چه بسا افرادی که مدتی عمل نیک انجام می دادند اما بعد از آن از حق رویگردان شدند.
بهترین نمونه این بدفرجامی شیطان است که پس از سالها عبادت از درگاه الهی رانده شد. حسن عاقبت بالاترین نعمتی است که خداوند به متقین می دهد: «سرانجام پسندیده از آن متقین است.» (اعراف/128)
بدنبال چنین حسن عاقبتی، بهشت و انواع نعمت های آن که در قرآن وعده داده شده به آدمی می رسد و از این نعمات متنعم می گردد: «این همان بهشتی است که به هریک از بندگان ما که پرهیزکار باشند به میراث می دهیم.» (مریم/63)
و در آیه دیگر به تفصیل بیشتری از این نعمات بهشتی می پردازد و می فرماید: «در حقیقت مردم پرهیزکار در میان باغ ها و نهرها در قرارگاه صدق نزد پادشاهی توانایند.» (قمر/54-55) امید است که خداوند ما را از جمله متقین قرار دهد و حسن عاقبت عطا فرماید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت ها:
1 . کنزالعمال، حدیث .5666
2 . بحارالانوار، ج 67، ص 61، حدیث .5
3 . شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 19، ص .41
4 . تفسیر نمونه، ج 7، ص .142
5 . تفسیر القمی، ج 1، ص .266
6 . مجمع البیان، ج 10، ص .306
7 . تفسیر نوالثقلین، ج 5، ص .356
8 . تفسیر مجمع البیان، ج 10، ص 306 و با تفاوت هایی: تفسیر فخر رازی و روح البیان ذیل آیه مذکور.
9 . تفسیر نور الثقلین، ج 5، 354؛ نمونه، ج 24، ص .238
10 . بحارالانوار، 70/286/.8
موفق باشید.
آثار تقوا و نشاط در جوامع دیندار